رشد افسارگسیخته بازار سرمایه، خارج از تصور مسئولین (یا مطابق خواسته آنان)، به مثابه شمشیر دو لبه اثر کرد

هدف دولت از رونق بورس و تشویق مردم به سرمایه‌گذاری در آن، بر این اساس شکل گرفت که هدایت نقدینگی به بازار سرمایه، موجب از رونق افتادن بازار ارز و طلا شده و حتی منجر به ورود بخشی از ارزهای خانگی به چرخه اقتصادی کشور می‌شود. همینطور واگذاری دارایی‌های دولت از این مسیر، میسر خواهد شد.

حالا اما در این مقطع، نگرانی بازار سهام از آنجاست که اگر نرخ ارز از مقادیر کنونی، عقبگرد نماید، ریزش سنگینی در قیمت سهام شرکت‌ها رخ خواهد داد. از این جهت، حالا به طور طبیعی آنها که در بازار سهام سرمایه دارند (از جمله خود دولت)، نه تنها از عقبگرد و کاهش قیمت ارز احساس نگرانی می‌کنند، بلکه بدلیل اثر مضاعف رشد قیمت ارز بر سهام، راضی به افزایش بیشتر قیمت ارز نیز می‌باشند.

بدین ترتیب:

۱- بسیار طبیعی خواهد بود که بسیاری از صادرکنندگان تامین کننده بازار ارز، که اتفاقا به شدت از رشد و سودآوری ارزش سهام شرکت‌هایشان در بازار سرمایه منتفع خواهند شد، از بازگشت ارز به کشور و تزریق آن به بازار خودداری نمایند.
۲- مسئله دیگر آنجاست که حرفه ای های بازار سرمایه، پس از کسب سود انتظاری از بازار، سرمایه خود را از بازار سهام خارج و آنرا به سایر بازارهای موازی از جمله ارز سوق خواهند داد. طبیعتا این موضوع به افزایش تقاضای بیشتر ارز، و نهایتا به افزایش بیشتر نرخ ارز بدلیل کمبود عرضه منجر خواهد شد.
۳- دولت که خود نیازمند تامین کسری بودجه از طریق واگذاری دارایی در بازار سهام است، به شدت از ریزش بازار سرمایه متضرر خواهد شد و بدین ترتیب احتمالا خود دولت هم راضی به نگهداری و ثبات قیمت ارز در قیمتهای کنونی میباشد. نتیجه اینکه، نه صادرکننده راضی به بازگشت ارز به داخل کشور می‌شود، و نه دولت و بزرگان بازار، افت قیمت ارز را به صلاح بازار سرمایه می‌دانند، و نه آنان که سیو سود کردند و دلار خریدند (می‌خرند)، راضی به کاهش ارزش دلارشان می‌شوند!
۴- از اینجا به بعد هم، برای اینکه قیمت‌های سهام شرکت‌ها بیشتر از اینکه هست رشد کند، نیازمند رشد بیشتر قیمت ارز خواهد بود!!!

و اینطور بود که رشد افسارگسیخته بازار سرمایه، خارج از تصور مسئولین (یا مطابق خواسته آنان)، به مثابه شمشیر دو لبه اثر کرد که حالا لبه تیزتر آن بر گلوی کارگر و کارمند و بازنشسته ایرانی نشسته است.